حسين قرچانلو
8
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
( يعنى آن قسمت از زمين كه در زير پوستهء بيرونى آن واقع است ) و آب اسپهر را بر عهده دارد . در اين دانش دربارهء فشار جوّ ، دما ، باد ، بارندگى ، ابرها ، آفتاب و غير آنها گفتگو مىشود . اين دانش تقريبا همان علم انواء در نزد مسلمانان بوده است . 13 . جغرافياى تاريخى . در اين باره تعريف خاصى وجود ندارد ، ولى از گفتهء محققان تاريخ و جغرافيا برمىآيد كه جغرافياى تاريخى علمى است كه از تأثير محيط جغرافيايى بر وقايع تاريخى ، سير تكامل دولتها و تغييرات مرزى آنها و تاريخ اكتشافات جغرافيايى بحث مىكند . به عبارت ديگر ، جغرافياى تاريخى شامل بازسازى محيطهاى گذشته به شيوهء بررسى سلسله وقايع در يك زمان يا ارزيابى آنها با توجه به تحولات تاريخى گذشته است . « 1 » جغرافيا از ديدگاه جغرافيانويسان اسلامى اصطلاح جغرافيا ( جغرافيا ، جائوگرافيا و غيره ) ، كه عنوان كتاب مارينوس صورى ( 70 - 132 م ) و كتاب بطلميوس قلوذى ( 90 - 168 م ) بود ، در دوران ترجمه و نقل علوم به زبان عربى به « صورة الارض » ترجمه و بعدها عنوان برخى آثار جغرافيايى مسلمانان شد . اين اصطلاح نخستينبار در رسايل اخوان الصفا به معناى « نقشهء جهان و اقاليم » به كار رفت . مسعودى ( م . 345 ق ) نخستين جغرافيادانى است كه در تعريف جغرافيا اصطلاح « قطع الارض » يعنى درنورديدن زمين را به كار برده است ، سپس پيشرفت علوم و ترجمهء آنها از زبانهاى بيگانه و علاقهء خاص مسلمانان به علم جغرافيا آنان را به نوشتن رسالات و مقالات متعددى در موضوعات مختلف جغرافيايى وادار كرد كه با عناوين « كتاب البلدان » ، « المسالك و الممالك » ، « صورة الارض » ، « علم الطرق » و غيره در تمدن اسلامى درخشيدن گرفت . « 2 » برخى از جغرافيادانان نظير ابن فقيه ( م . 290 ق ) ، صاحب كتاب مختصر البلدان و مقدسى ( م . 390 ق ) صاحب كتاب احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم به جغرافيا با ديدى عالمانهتر نگريسته و سعى كردهاند به
--> ( 1 ) . A Dictionary of Geography ; London : 1969 , p . 176 . ( 2 ) . The Encyclopedia of Islam ; Leiden : 1965 , Vol . 2 . , p . 575 .